اخبار > لباس فلسطینی: نمادی از وحدت، مبارزه و پایداری


لباس فلسطینی: نمادی از وحدت، مبارزه و پایداری

 

مقاله‌ حاضر از نجلاء حسن نجم، روزنامه‌نگار و پژوهشگر فلسطینی است که با عنوان «لباس فلسطینی: نمادی از مبارزه و پایداری» در وبگاه «اطار» به زبان عربی منتشر شده است. این مقاله به سیر لباس‌های سنتی فلسطینیان از دیرباز تاکنون می‌پردازد و پژوهشگر تلاش می‌کند تا با آوردن نمونه‌های تاریخی لباس در دوره‌های مختلف، به ابعاد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن بپردازد. از آنجا که دسترسی به منابع پژوهشی درباره فرهنگ و هنر فلسطین متاسفانه محدود است؛ از همین روی نقد و بررسی و ارزیابی مقالات منتشر شده از سوی موزه هنرهای معاصر فلسطین نیز میسر نخواهد بود. انتشار چونین مقالاتی تنها می‌تواند پنجره‌ای برای فهم اطلاعات اولیه و یافتن منابع بیشتر توسط پژوهشگران ایرانی باشد.

داستان این گزارش ممکن است سال‌های زیادی را در بر بگیرد و خواننده را به ۳۰۰۰ سال یا شاید بیشتر ببرد. بحث در مورد لباس گلدوزی‌شده فلسطینی و تاریخ باستانی آن، کار آسانی نیست که هر رهگذری را به درک اهمیت آن رهنمون سازد. هر آنچه در این لباس بافته شده است، از نوع و رنگ پارچه، نوع دوخت انتخاب‌شده، معانی طرح‌های حکاکی‌شده و حتی محل قرارگیری آخرین دوخت گلدوزی‌شده روی لبه لباس، نمی‌تواند بیهوده یا صرفاً تصادفی باشد. با این تعریف، لباس گلدوزی‌شده فلسطینی فراتر از وجود فیزیکی خود، به عنوان یک لباس صرف است که در هر دوخت، داستان کل یک ملت را در خود جای داده است، میراثی که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است، هنری که مطالعه آن مستلزم آگاهی از تداعی‌های نمادین و ابزاری مؤثر برای مقاومت و دفاع است.

کوک‌های ستاره هشت پر کنعانی

 

تاریخچه لباس فلسطینی با گلدوزی‌های «تطریز»

لباس گلدوزی شده فلسطینی نوعی میراث ملموس است که از اجدادشان به ارث رسیده و اصالت آن را برای فرزندانشان حفظ کرده است. مورخان معتقدند که تاریخچه کتیبه‌ها و نمادهای لباس فلسطینی به دوره‌ای برمی‌گردد که اجداد کنعانی در فلسطین، بین 2500 تا 3000 سال قبل از میلاد، ساکن بودند. خطوط و طرح‌های دوخته شده، بر روی لباس فلسطینی از اشکال حک شده بر روی دیوارهای آثار باستانی فلسطین گرفته شده که قدیمی‌ترین آنها در غارهای کنعانی کشف شده‌اند. علاوه بر این، ستاره هشت‌پَر، اساس اکثر گلدوزی‌ها را تشکیل می‌دهد و این همان ستاره‌ای است که حکاکی آن در غارهای شهر «اریحا» کشف شده است. مورخان معتقدند که حکاکی ستاره تقریباً به 4500 سال پیش برمی‌گردد و آن را به یکی از قدیمی‌ترین انواع حکاکی‌های کشف شده تبدیل می‌کند.[1]

از سوی دیگر، کنعانی‌ها به خاطر تولید منسوجات و استخراج رنگ‌های متنوع مشهور بودند که تاثیر به‌سزایی در رنگ پارچه‌ها و نخ‌های رنگی مورد استفاده در لباس‌های فلسطینی شد. در طول اعصار و با تغییر شرایط فرهنگی، سیاسی و تمدنی در فلسطین، تنوعی در الگوها، نقوش و اشکال زینت‌بخش لباس‌های فلسطینی شده‌اند، اما دوخت پایه تا به امروز اصالت و وحدت خود را همچنان حفظ کرده است.

پس دوخت فلسطینی چیست؟

دوخت واحد ساختاری پایه است که با استفاده از سوزن و نخ گلدوزی تخصصی روی لباس نقش می‌بندد. ترکیب دوخت‌ها یک واحد تزئینی کامل ایجاد می‌کند که نمایانگر یک شکل گلدوزی شده با معنای خاص است. مطالعات پیشین در مورد تعداد دوخت‌های موروثی مختلف بوده و نظرات محققان نیز متفاوت بوده است. برخی معتقدند که فقط 11 کوک وجود دارد، در حالی که برخی دیگر تعداد کوک‌ها را تا 33 کوک تخمین زده‌اند. با وجود این تنوع، کوک‌های اساسی، ثابت و شناخته‌شده‌ای مانند کوک ضربدری یا کوک دهقانی که معروف‌ترین نوع کوک مورد استفاده در گلدوزی است، کوک مورچه‌ای، کوک پیچیدن بادیه‌نشینان و کوک داس غزه وجود دارد.[2]

بخیه دهقانی

خوانش نمادین لباس فلسطینی

غنای فرهنگی فلسطین مستقیماً در لباس‌های آن منعکس می‌شود. بنابراین، لباس گلدوزی‌شده نشان‌دهنده هویت تاریخی، فرهنگی و اجتماعی است. هر واحد تزئینی بافته‌شده در لباس، معنای متمایزی را نشان می‌دهد. در خوانش نمادین لباس‌های فلسطینی، الگوهای تزئینی تحت تأثیر تنوع جغرافیایی در فلسطین قرار گرفته‌اند. لباس در حومه فلسطین با لباس‌های شهرها و همچنین لباس‌های بادیه‌نشینان متفاوت بود، زیرا ارتباط زن روستایی با زمین و کشاورزی در ماهیت دوخت، نوع پارچه و رنگ‌هایی که لباس خود را با آن می‌دوخت، منعکس می‌شد. در مورد لباس‌های بادیه‌نشینان، آنها با فراوانی گلدوزی و استفاده از عناصر مکمل که منعکس‌کننده برجسته‌ترین آداب و رسوم و سنت‌هایی هستند که آنها را از دیگران متمایز می‌کند، مانند گلدوزی کمربند و اضافه کردن برقع که صورت را می‌پوشاند، متمایز می‌شدند.

در همین حال، لباس‌های شهری با تنوع اشکال تزئینی روی لباس تمایز داشتند؛ اما از نظر ماهیت این اشکال، معنای آنها و رنگ‌های آنها از شهری به شهر دیگر متفاوت بود. هر شهر سبک گلدوزی فرق داشت. برای مثال، لباس رام‌الله، یافا و بیت‌لحم به رنگ قرمز-بنفش گرایش داشت، در حالی که لباس‌های شهرهای غزه و بیسان به بنفش و آبی گرایش داشتند. در مورد لباس‌های اورشلیم، آنها به استفاده از رنگ‌ها مشهور بودند. رنگ‌های تیره برگرفته از طبیعت کوهستانی، مانند قرمز تیره، در حالی که لباس‌های شهر بئرشبع با استفاده از رنگ نارنجی-قرمز، تحت تأثیر طبیعت بیابان، بودند. در مورد لباس‌های هبرون، رنگ‌های مورد استفاده بسیار زیاد و متنوع بودند، اما رنگ قهوه‌ای برجسته‌ترین آنها بود.[3]

نقشه‌ای گویا از تنوع لباس‌های فلسطینی از منطقه‌ای به منطقه دیگر.

 

نقشه‌ای گویا از معروف‌ترین انواع واحدهای تزئینی در شهرهای فلسطین

این رنگ‌ها تنها نمونه‌ای از ویژگی‌های کلی لباس‌ها هستند، اما غنا و تنوع در یک جامعه واحد، به وجود تفاوت‌هایی بین خانواده‌های یک شهر واحد کمک کرده است. اینکه شهری به استفاده از یک رنگ خاص مشهور است، به این معنی نیست که از رنگ‌های دیگر استفاده نکرده است. عوامل دیگری نیز وجود داشتند که بر شکل و معنای لباس تأثیر می‌گذاشتند. اشکال و نقوش نیز بر اساس آداب و رسوم، سنت‌ها، انواع صنایع دستی، درختان و میوه‌های موجود در منطقه استفاده می‌شدند. لباس‌های شهر یافا به خاطر گلدوزی شکوفه‌های پرتقال و لیمو مشهور بودند که تحت تأثیر شهرت این شهر به خاطر این درختان بود، در حالی که لباس‌های شهر هبرون با استفاده از تاک‌های انگور متمایز می‌شدند که بیانگر شهرت این شهر به خاطر بهترین انگورهای فلسطین بود. لباس‌های شمال فلسطین با نقوش انواع مختلف زیتون متمایز می‌شدند. از آنجا که ارتباط فلسطینی‌ها با درخت زیتون نشان دهنده معانی تاریخی و مذهبی است، اکثر شهرهای فلسطین تحت تأثیر گلدوزی درختان زیتون و برگ‌های آنها قرار گرفتند. تقریباً هیچ لباسی خالی از حضور اشکال درخت سرو نیست، که فلسطین به خاطر آن مشهور است و بیانگر قدرت و استواری است.

علاوه بر استفاده متنوع از درختان فلسطینی، لباس‌های فلسطینی طیف گسترده‌ای از نمادهای گل طبیعی را که شهرها و روستاهای فلسطین را مشخص می‌کردند، مانند گل نرگس، شقایق، گل داوودی و سایر گل‌ها، به نمایش می‌گذاشتند.

در مورد رنگ پارچه‌های مورد استفاده، این موضوع با جایگاه اجتماعی زنان مرتبط بود. لباس‌های سفید برای عروس‌ها یا زنان تازه ازدواج کرده استفاده می‌شد، در حالی که لباس‌های سیاه توسط زنان عادی پوشیده می‌شد، با انواع پارچه‌ها و رنگ‌های مختلف نقوش تزئینی. به عنوان مثال، زنان بئرشبع با پوشیدن لباس‌های سیاه متمایز می‌شدند، که نشان می‌داد آنها در سایه شوهران خود زندگی می‌کنند، در حالی که رنگ آبی پس از مرگ شوهرانشان در گلدوزی استفاده می‌شد و بیانگر سوگواری و غم بود.[4]

دختری به نام فخرت اسحاق در روز عروسی‌اش، در رام‌الله، فلسطین در دوره عثمانی.

لباسی از بئرشبا

پارچه گلدوزی تطریز بئرشبا

لباس فلسطینی پس از واقعه نکبت

لباس فلسطینی تحت تأثیر اوضاع سیاسی فلسطین قرار گرفت، که با وقایع نکبت ۱۹۴۸ و شکست‌ها و فجایع بعدی که داستان آرمان فلسطین را پر کرد، آغاز شد. پس از نکبت ۱۹۴۸، زمانی که خانواده‌های فلسطینی از خانه‌ها و سرزمین‌های خود آواره شدند، هر زن لباس فلسطینی خود را می‌پوشید، زیرا این لباس رسمی هر زن بود. این راز اصلی بود که به محافظت از لباس اصیل در برابر از بین رفتن و انقراض آن کمک کرد.

برخی از زنان فلسطینی از مهارت گلدوزی لباس‌های فلسطینی به عنوان فرصتی برای حمایت از همسران خود، به ویژه پس از وخامت شرایط اقتصادی ناشی از نکبت و سرقت بسیاری از زمین‌های کشاورزی که منبع اصلی امرار معاش بسیاری از خانواده‌های فلسطینی بود، استفاده کردند. بنابراین، گلدوزی دیگر محدود به زنان روستایی و دهاتی نبود. زنان شهری شروع به جمع شدن در گروه‌هایی کردند، گلدوزی یاد گرفتند و هر لباسی را که می‌توانستند به خانواده‌های ثروتمند می‌فروختند تا برای خود و خانواده‌هایشان تأمین معاش کنند. [5]

در دوره پس از نکبت ۱۹۴۸، تا وقایع نکسه ۱۹۶۷ و پس از آن، بسیاری از سازمان‌ها متشکل از زنان فلسطینی گسترش یافتند، مانند انجمن احیای خانواده و انجمن اتحادیه زنان عرب. این امر با آموزش معانی نمادین مختلف هر لباس فلسطینی به زنان، به افزایش علاقه به لباس فلسطینی کمک کرد. این امر به ویژه پس از انتشار صحبت‌هایی در مورد برخی از زنان اسرائیلی که لباس‌های فلسطینی می‌پوشیدند و پس از قتل عام‌های انجام شده توسط اشغالگران در بیشتر مناطق فلسطین، در خانه‌های زنان فلسطینی باقی مانده، صادق بود. بنابراین، زنان متوجه شدند که این لباس دیگر فقط یک لباس گلدوزی شده نیست، بلکه گواهی روشن و نشانه مادی از واقعیت فلسطین است. از اینجا، لباس فلسطینی به نمادی از «انقلاب و مقاومت» در هر خانه و نمادی از «وحدت» بین شهرهای فلسطینی تبدیل شد.

یک لباس واحد گاهی اوقات ویژگی‌های چندین شهر را با هم ترکیب می‌کرد. زنان یافا، هبرون، بئرشبع و سایر شهرهایی که ساکنان آنها به اردوگاه‌های پناهندگان در داخل و خارج از فلسطین آواره شده بودند، با هم ترکیب شدند. این امر به تنوع و تفاوت آشکاری در ویژگی‌های کلی نقوش تزئینی و ماهیت پارچه‌ای که هر شهر به آن مشهور بود، منجر شد. در یک لباس واحد، گلدوزی پرتقال‌های یافا با تاک‌های انگور هبرون ترکیب شده و با نقوش ستاره‌ای مانند ستاره‌های صبحگاهی که بئرشبع به آنها مشهور است، تزئین شده بود.

پس از وقایع انتفاضه ۱۹۸۷، بسیاری از نمادها و اشکالی که لباس فلسطینی به آنها مشهور بود، تغییر کرد. در زمانی که اشغالگران برافراشتن پرچم فلسطین را ممنوع کردند، زنان فلسطینی به گلدوزی پرچم روی لباس و روسری روی آوردند. علیرغم تلاش‌های اشغالگران برای محدود کردن زنانی که این لباس‌ها را می‌پوشند، تمام تلاش‌های آنها شکست خورد. برعکس، این لباس‌ها به شکل جدید خود در بین همه زنان در نقاط مختلف فلسطین، به عنوان بیانی از پایداری و مقاومت، رواج یافت. [6]

لباس فلسطینی تحت تأثیر تمام وقایع سیاسی که در تاریخ فلسطین رخ داده است، قرار گرفته است. به عنوان مثال، این لباس اغلب وسیله‌ای برای اعتراض و مخالفت با گفتمان سیاسی و ابزاری برای انقلاب و طرد بوده است، مانند حمله و هتک حرمت مسجد الاقصی، به ویژه در طول انتفاضه دوم در سال ۲۰۰۰. زنان فلسطینی طرح‌های گلدوزی شده زیادی مانند «نقش تفنگ فلسطینی»، گلدوزی حروف عربی و خلق عبارات زیادی که بیانگر حق فلسطینیان بر سرزمینشان است، مانند:«اورشلیم مال ماست»، «فلسطین عرب است»، «ما برمی‌گردیم، فلسطین» و گلدوزی نام شهرهای فلسطینی، به ویژه شهرهایی که اشغالگران سعی در محو و تغییر ترکیب جمعیتی، جغرافیایی و تاریخی آنها دارند، مانند شهر اورشلیم، بیت لحم، الخلیل و شهرهای مناطق اشغالی داخلی، را خلق کرده‌اند.

نمونه‌هایی از گلدوزی‌های پس از انتفاضه بر روی لباس‌های فلسطینی

مقاومت زنان فلسطینی به اینجا ختم نشد. بسیاری از زنان در گلدوزی مسجد قبه الصخره و فضاهای سبز اطراف مسجد‌الاقصی، گلدوزی نقشه فلسطین در وسط لباس‌هایشان و تمرکز بر استفاده از چهار رنگ پرچم فلسطین، سرآمد بودند. این لباس‌ها در بسیاری از شهرها و روستاهای فلسطین رواج یافت، تا جایی که در طول تاریخ به عنوان «لباس‌های انتفاضه» شناخته شدند.[7]

 

سرقت لباس فلسطینی

هدف اصلی اسرائیل، از همان لحظه اول اشغال فلسطین و محو تمام حقایقی بوده است که گواه حق فلسطینیان بر سرزمینشان است. این هدف با آوارگی، کشتار و تصرف زمین به پایان نرسید؛ بلکه هدف اصلی اسرائیل به تلاشی برای جعل تاریخی تبدیل شد که نمایانگر آن باشد. بنابراین، اسرائیل تلاش می‌کند تا هر آنچه را که فلسطینیان را به آرمانشان متصل می‌کند، با دزدیدن میراث فلسطینی به طور کلی، و لباس‌های فلسطینی به طور خاص، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، و با تلاش برای اسرائیلی کردن بسیاری از نمادها و مفاهیم فلسطینی که اساس عناصر تزئینی به ارث رسیده از هزاران سال را تشکیل می‌دهند، پنهان کند.

از لحظه اول اشغال فلسطین تا به امروز، عبای فلسطینی در معرض سرقت، جعل و یهودی‌سازی قرار گرفته است. این امر با پوشیدن عبای فلسطینی توسط همسران وزرای اسرائیلی در بسیاری از مجامع بین‌المللی و ادعای آن به عنوان میراث اسرائیلی آغاز شد. همچنین نمایشگاه‌های میراثی مختلفی برگزار شد که انواع سبک‌های باستانی عبای فلسطینی را به نمایش می‌گذارد، به همراه مجموعه‌ای از کتاب‌های میراثی که اصول اولیه گلدوزی را نشان می‌دهند، مانند نمایشگاهی که توسط همسر موشه دایان در کاخ سفید برگزار شد. [8]

در سال‌های اخیر، اسرائیل همچنین مشتاق استفاده از عبای فلسطینی به عنوان یونیفرم رسمی برای مهمانداران هواپیما در خطوط هوایی ال عال اسرائیل بوده است. اسرائیل علاوه بر برگزاری نمایش‌های مد اختصاصی مانند نمایش‌هایی که در موزه ملی اسرائیل برگزار می‌شود که دارای سالن‌های زیادی است و هر کدام نام متفاوتی برای لباس‌های فلسطینی دارند، از لباس‌های مختلف فلسطینی به عنوان لباس رسمی برای مدل‌های این نمایشگاه‌ها استفاده کرد. در نمایشگاه‌های اخیر، اسرائیل عمداً ستاره شش پر را با ستاره‌های معروف گلدوزی شده روی لباس‌های فلسطینی، مانند ستاره هشت پر، جایگزین کرده است و ادعا می‌کند که این لباس‌ها میراث اسرائیل هستند. [9]

 

مقابله با سرقت لباس فلسطینی

زنان فلسطینی با روش‌های مختلف مقاومت، با تلاش‌هایی برای محو، سرقت و جعل لباس فلسطینی مقابله کرده‌اند. آنها با القای اهمیت این لباس در قلب نسل‌ها و پیوند دادن آن با مبارزه فلسطینیان شروع کردند. مادران فلسطینی همانطور که اصول اولیه زندگی را به دختران خود آموزش می‌دادند، اصول خیاطی را نیز به آنها آموختند. هر زنی مشتاق بود هر لباسی را که از مادر یا مادربزرگ خود به ارث برده بود، حفظ کند و آن را به دختران خود منتقل کند تا ریشه‌های داستان مرتبط با سرزمین را حفظ و نگهداری کند. این رویکرد در سال‌های اخیر محبوبیت گسترده‌ای پیدا کرده است، به ویژه زمانی که برخی از عروس‌ها ترجیح می‌دادند در روز عروسی خود به جای لباس عروسی سنتی، لباس فلسطینی بپوشند. این آداب و رسوم به وضوح با مناسبت‌های شاد طنین‌انداز شده است. دختران حتی برای پوشیدن قدیمی‌ترین لباس‌ها با یکدیگر رقابت می‌کنند و به شرکت‌کنندگان نشان می‌دهند که میراثی با قدمت هزاران سال دارند.

از سوی دیگر، بسیاری از مؤسسات و انجمن‌ها مشتاق بوده‌اند تا از طریق دوره‌های فرهنگی و آموزشی، برگزاری نمایشگاه‌هایی مختص نمایش عبای فلسطینی، توضیح داستان پشت هر دوخت و انتشار کتاب‌های میراثی حاوی نام دوخت‌ها و تصاویر عبای بافته شده توسط مادربزرگ‌ها قبل از نکبت، آگاهی‌بخشی در مورد اهمیت عبای فلسطینی را افزایش دهند. علاوه بر این، بسیاری از زنان فلسطینی مشتاق هستند تا در مجامع بین‌المللی شرکت کنند، عبای فلسطینی را ارائه دهند و تمام معانی نمادین عبای فلسطینی را که مستقیماً تاریخ آرمان فلسطین و میزان ارتباط فلسطینی‌ها با سرزمینشان را بیان می‌کند، توضیح دهند. در این زمینه، موفقیتی بی‌نظیر در جلب توجه جهان به ماهیت واقعی عبای فلسطینی نقش داشت. «مها السقا» پژوهشگری است که تلاش کرد تا کتابی ۷۰۰ صفحه‌ای تهیه کند که در آن همه چیز مربوط به عبای فلسطینی مورد بحث قرار گرفته و به سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو) ارائه شد. السقا موفق شد 194 کشور را متقاعد کند تا به نفع تصمیم برای گنجاندن هنر گلدوزی فلسطینی در فهرست میراث فرهنگی جهانی برای سال 2021 رأی دهند. [10]

 

نتیجه‌گیری

تاریخچه مطالعه لباس‌های فلسطینی و تلاش‌های همراه با آن برای جعل و سرقت نشان می‌دهد که اشغالگران اسرائیلی به هر طریقی تلاش می‌کنند تا ارتباط فلسطینیان را با سرزمینشان قطع کنند و عناصر میراث تاریخی را به یغما ببرند و آن را به میراث اسرائیلی تبدیل کنند، با این باور که در حال خلق تاریخ و تمدن هستند. با وجود تمام شواهدی که این تلاش‌ها را رد می‌کند، به ویژه از آنجا که لباس‌های فلسطینی در مقر وزارت فرهنگ وجود دارد که بیش از ۲۰۰ سال قدمت دارند - یعنی قدیمی‌تر از خود اشغال. این تلاش‌ها تأیید می‌کند که مقاومت در تمام اشکال آن باید در هر خانه فلسطینی وجود داشته باشد. این فقط یک لباس گلدوزی شده نیست، بلکه تاریخ تمام مردم است که با تمام توان برای بازپس‌گیری حق طبیعی خود بر سرزمین غصب شده خود تلاش می‌کنند.

 

منابع:

[1] محصولات گلدوزی سنتی دست‌ساز، ضمیمه شش، موسسه استاندارد فلسطین، 2021، صفحه 6.

[2] همان، صفحه 16.

[3] وب‌گاه فلسطین: https://www.falastini.tv/.

[4] شبکه الجزیره: https://bit.ly/3R34I12.

[5] عبداللطیف، مازن، لباس محلی فلسطین بین مدرنیته و یهودی‌سازی، کنفرانس هنر و میراث مردمی فلسطین، 2012، صفحه 10.

[6] مصلح، احمد، رویدادهای سیاسی و تأثیر آنها بر گلدوزی لباس زنان فلسطینی، مجله دانشگاه آزاد القدس برای علوم انسانی و اجتماعی، 2019، https://bit.ly/3PnPceQ.

[7] همان، صفحه 67.

[8] همان.

[9] Arabi21: https://bit.ly/3sEGyju.

[10] الجزیره نت: https://bit.ly/3R34I12

اصل مقاله را اینجا مشاهده کنید.

 

 

 
 
 

زمان انتشار: 1404/07/08 - ١٢:٢٦ | نسخه چاپي

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




موزه هنرهای معاصر فلسطین یک مؤسسه وابسته به فرهنگستان هنر است که در سال ۱۳۸۴ افتتاح شد. این ساختمان هم‌اکنون در ضلع شمال غربی تقاطع خیابان مظفر و بزرگمهر شهر تهران واقع شده است.

کلیه حقوق متعلق به این پورتال برای فرهنگستان هنر محفوظ است.  

 
تماس با ما
کد
پستی: 141696496
تلفن: 1- 66974790
دورنگار: 66974791
رایانامه: art@honar.ac.ir